
در چند ماه اول بارداری پیش خانم دکتری رفتم که ایشان بعد از انجام آزمایشاتی به این نتیجه رسیدند که جنین به بیماری سندروم دان دچار است و دستور سقط جنین را دادند. جالب اینجاست که خانم دکتر بارها با منزل تماس گرفتند و پیگیری می کردند که سقط جنین حتما انجام شد. اما با انجام یک آزامیش که هزینه یک میلیون تومانی داشت فهمیدیم جنین سالم است. چقدر استرس دادند بهم.
عقیم کردن اجباری، غربالگری اجباری، کلا انگار وزارت بهداشت، به اجبار زیاد علاقه داره.

من اومدم بیرون و فقط گریه کرد، همسرم قبول نکرد و گفت اگر قرار باشه عمرش بدنیا نباشه بزار خودش از پیشمون بره. اطرافیان هم خیلی دلداریم دادن و من رفتم پیش یک متخصص قلب اطفال بسیار ماهر و معروف… و ایشون در کمال ناباوری به من گفت: نه این مشکل قلبی رو نمیشه الان تشخیص داد و برو چند هفته بعد بیا، سقطم نمیخواد، یا با دارو حل میشه یاا به دنیا اومد رفع مشکل می کنیم و با عصبانیت تمام هم گفت: من اگر جای شما بودم از اون دکتر سونولوژیست شکایت می کردم، اصلا اون حق نظردهی نداره و در تخصصش نیست.


چندین ماه پر استرس بر من گذشت…
و هر بار یه سونو معمولی هم که میرفتم یه لرزی به ما مینداختن…
از این که… سرش بزرگه!!! رون پاش کوتاهه… دور شکمش کوچیکه… تاخیر رشد داره و…

گردش مالی جریان قتل جنین با غربالگری در کشور، نزدیک به هزار میلیارد تومان است که اگر هزینه های صرف شده به معلولیت های احتمالی اختصاص می یافت بیش از صد برابر هزینه بهترین خدمات به سندروم داون متولد شده از عدم وجود هیچ نوع غربالگری برای کشور و مردم عزیزمان ذخیره می شد.

روند غربالگری جنین، برای کشف هر سندروم داون که خطر طبیعی آن به طور متوسط یک در هزار است، آرامش بیش از یک میلیون مادر باردار و خانواده آنان را سلب کرده است. در این روند، برای اقناع آنان یک مایل به کشتن فرزندشان نیستند، ترس و وحشت در دلشان ایجاد می کنند.

در غربالگری جنین، احتمال ناهنجاری در جنین مطرح می شود که پیرو آن هیچ اقدام درمانی ای قابل صورت گرفتن نبوده و تنها می تواند منجر به سقط هزاران جنین شود.
- 1
- 2